تبليغاتX
داریوش اقبالی:..: داریوش سالار عاشقان
داریوش اقبالی ๑۩۞۩๑ داریوش است که بر تار جان مینوازد ๑۩۞۩๑ داریوش اقبالی
 نقش والدین در عدم گرایش فرزندان به مواد مخدر

لدین از جمله مهمترین افرادی هستند که فرزندان از روی آنها الگو برداری می نمایند. عقیده آنها در مورد مواد مخدر مستقیماً بر روی فرزندان تاثیر می گذارد. کودکانی که تصمیم می گیرند هیچ گاه در زندگی خود از مشروبات الکلی و یا مواد مخدر دیگر استفاده نکنند، این کار را به دلیل سیستم ارزشی موجود در خانواده انجام می دهند. والدین وظیفه دارند که به فرزندان خود توضیح دهند که چرا یک نوع کار خاصی را انجام می دهند و انتخاب هایی که در حال حاضر در زندگی خود انجام می دهند چگونه میتواند در آینده ی زندگی آنها تاثیر گذار واقع شود.

زمانی که صحبت از مواد مخربی مانند الکل، تنباکو، و سایر مواد مخدر به میان می آید، فرزندان باید به طور قطعی موضع شما را در برابر یک چنین مسائلی بدانند. اگر در برخورد با این مسائل با قطعیت برخورد نکنید، آنها تمایل به استفاده از آن را پیدا می کنند. به آنها بگویید که مصرف الکل، تنباکو و مواد مخدر برای آنها ممنوع است و دلیلش هم این است که شما آنها را دوست می دارید و نمی خواهید که کارهای نادرست انجام دهند. به او بگویید که این قانون را حتی اگر به خانه دوستانش نیز بروند، باید رعایت کنند. آیا او به حرف هایتان گوش خواهد داد؟ به احتمال زیاد این کار را انجام میدهد. تحقیقات حاکی از این امر هستند که هنگامیکه کودک در معرض استفاده از مواد مخدر قرار می گیرد، ابتدا از خود سوال میکند که: "اگر من این کار را انجام دهم، والدینم چه فکری می کنند؟"

همچنین باید برای او عواقب عدم رعایت قوانین را نیز توضیح دهید. به او دقیقاً بگویید که مجازاتش چه چیزی خواهد بود و چگونه انجام خواهد شد.

عواقب موجود باید در راستای میزان شکستن مرزها پیش رود. مجازات های شما باید کاملاً منطقی باشند. به عنوان مثال اگر فرزندتان را در حال سیگار کشیدن دیدید، میتوانید روابط اجتماعی او را برای مدت زمانی در حدود دو هفته محدود کرده و در طول این زمان مقالات و کتاب های متعددی در مورد مضرات سیگار در اختیارش قرار دهید تا برای سلامت خود نیز بیشتر ارزش قائل شود.

بسیاری از والدین هستند که از قبل، قوانینی را تعیین می کنند، اما زمانیکه نوبت به مرحله اجرا می رسد، قدری کوتاهی می کنند. فرزندان باید به خوبی بدانند که وقتی شما قانونی را تعیین می کنید، قدرت اجرای آن را نیز دارید. این امر همچنین آنها را در زمان ارتکاب به عمل نادرست مانند نوعی بازدارنده عمل کرده و اجازه نمی دهد تا کار نادرست را انجام دهند.

در عین حال زمانیکه به قوانین احترام می گذارند، باید تشویقشان کنید و خوشحالی خود را از این امر نشان دهید. به جای اینکه بر روی اشتباهاتشان تمرکز کنید، کارهایی را که به درستی انجام داده اند را بزرگ کرده و به خاطر انجام این امور از آنها قدردانی کنید.

در دنیای پیچیده و شلوغ امروزی، کمتر اتفاق می افتد که والدین وقت لازم را برای برقراری ارتباط با کودکان خود در زمینه مواد مخدر بدست آورند. باید سعی کنید در برنامه های روزانه خود وقتی را به این موضوع اختصاص دهید که تمام افراد خانواده در کنار هم جمع شده و یکدیگر را ملاقات کنند. سعی کنید این کار را حداقل دو مرتبه در هفته انجام دهید، می توانید در طول این زمان با آنها بازی کنید، آنها را به کتابخانه ببرید، و یا با هم به بستنی فروشی بروید. این کار به شما کمک می کند تا افراد خانواده به یکدیگر نزدیک تر شده و راحت تر بتوانند در مورد مسائل مختلف با هم صحبت کنند.


بد نیست هفته ای یک مرتبه هم که شده جلسات مربوط به خانواده را برگزار کنید. در این جلسات هر کس باید این موقعیت را داشته باشد که آزادانه و بدون وجود هیچ گونه ترس و واهمه ای تمام نظرات و عقاید خود را بازگو کند. یک سری قواعد کلی نیز در یک چنین جلساتی بیان می شود: همه افراد حق سخن گفتن دارند، در حین زمانیکه یک نفر مشغول حرف زدن می باشد دیگران حق ندارند حرف او را قطع کنند، همه باید به حرف های او گوش دهند و تنها انتقاد های سازنده و مثبت پذیرفته خواهند شد. برای اینکه آنها را به این موضوع جذب کنید می توانید قبل از شروع جلسه دور هم پیتزا میل کنید و یا آنها را در حین جلسه به سمت اعمال کننده قوانین برگزینید.

یکی دیگر از روش هایی که با اتکا به آن می توانید فرزند خود را از ابتلا به مواد مخدر بازدارید، استفاده بجا از "لحظات عبرت آمیزی" است که همه روزه شاهد آن هستیم.


1- اگر با فرزندانتان از خیابان رد می شدید و عده ای از نوجوانان را در حال سیگار کشیدن و یا مشروب خوردن دیدید، به او در مورد مضرات و جنبه های منفی سیگار و الکل صحبت کنید.


2- در کنار او به تماشای تلویزیون بنشینید و از او بخواهید که نظرش را در مورد مسائل مختلفی که در تلویزیون تماشا می کند، به شما بگوید.


3- اگر در تلویزیون تبلیغی ضد استفاده از مواد مخدر مشاهده کردید، می توانید از آن به عنوان مقدمه ای برای بازگشایی بحث در مورد مواد مخدر استفاده کنید. از او بخواهید تا نظرش را در مورد آگهی تبلیغاتی با شما در میان بگذارد.


4- کارهایی که به طور روزانه انجام می دهید می تواند تاثیر بسزایی بر روی تغییر روند زندگی کودکان بگذارد.

5- به حرف هایی که می زنند، خوب گوش دهید.

6- زمانی که در حال صحبت کردن با شما هستند به صورتشان نگاه کرده و با آنها ارتباط چشمی برقرار کنید.
7- مطلع باشید که روز خود را چگونه سپری کرده اند، در مدرسه چه اتفاقاتی برایشان افتاده و با دوستانشان به کجا رفته اند.

8- در وقایع مهم زندگی با آنها شریک باشید: به تماشای مسابقات ورزشی، و نمایش های مدرسه ای شان بروید.

9- با آنها بازی کنید.

10- با آنها صحبت کنید.

11- دوستانشان را بشناسید.

12- بدانید که کجا هستند.

13- برای رفتارهایشان توضیح موجه بخواهید.

14- در رعایت انضباط و آموزش آنها کاملاً ثابت قدم باشید.

15- به آنها روحیه داده و تشویقشان کنید.

16- اجازه دهید که خودشان در تصمیم گیری های مهم زندگی شان نقش داشته باشند.

17- از آنها نظر خواهی کنید.

18- به آنها بگویید که برایتان مهم هستند.

19- زمانی که از عهده انجام کاری بر آمدند، از آنها تشکر و قدردانی کنید.

20- در مورد خطرات استفاده از مواد مخرب با آنها صحبت کنید.

اگر در خانواده مورد اعتیاد به مواد یا لکل وجود داشته باشد

اگر در خانواده نمونه هایی از فشار خون بالا یا دیابت وجود داشت، باید به بچه ها هشدار دهید که امکان دارد آنها نیز به این بیماری مبتلا شوند. به همین روش باید آنها را در مورد استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکی هشدار دهید. کودکانی که در خانواده هایی هستند که در آنها از الکل یا سایر مواد مخدر استفاده می شود، بیشتر در معرض ابتلا به اعتیاد قرار دارند. همچنین این امکان وجود دارد که ژن هایی را به ارث ببرند که در برابر استفاده از الکل و مواد مخدر واکنش متفاوتی داشته باشند.

زمانیکه از مثال های زنده موجود در خانواده برای آنها استفاده می کنید تا به آنها نشان دهید که به چه علتی می بایست از مصرف اینگونه مواد پرهیز کنند، باید مراقب بوده و از لغات و عبارات درست استفاده نمایید. اگر استفاده از مواد مخرب در خانواده به وفور یافت می شود، باید او را آگاه کنید که چه چالش هایی ممکن است در آینده زندگی برایش اتفاق بیفتد و بهتر است که از همین حالا از درگیر شدن در شرایط ناسالم پرهیز کنند.

همچنین زمانی که فرزندتان از شما در مورد استفاده شخصی خودتان از الکل و مواد مخدر می پرسد، باید بدانید که چه پاسخی می بایست در مقابل این پرسش به او بدهید.

www.mardoman.net

|+| نوشته شده توسط کاوه افراز دهکردی در  |
 پور نو (فیلم و عکس س. ک. س. ی )بر روی هر انسانی اثر منفی می گذارد
 

پور نو (فیلم و عکس س. ک. س. ی )بر روی هر انسانی اثر منفی می گذارد

 

پور نو (فیلم و عکس س. ک. س. ی )بر روی هر انسانی با هر سابقه دینی .خانوادگی .
بومی.اعتقادی.جنسیت و سن اثر منفی می گذارد.این ها لیست مختصری هستند از
دلایل اینکه چرا پو ر نو بد است.

1.شهوت چشم و بدن و ذهن را زیاد می کند ولی ارضا نمی کند و بیننده را در
معرض عقده و سرگردانی و عدم تمرکز قرار می دهد.وبیننده را وادار به
تماشای بیشتر و طمع فرا می خواند تا شاید به لذت نزدیکتر شود.به طور
معجزه آسایی بیننده را وادار به دیگر اعمال زشت می کند و زمینه را به
راحتی برای گناهانی چون خشم و طمع و تجاوز و خشونت و حسادت و دروغ و
مککرکاری وتنفر و رحت طلبی و اتلاف وقت و خودخواهی آماده می سازد(واقعا
این حیث پر مغزیه=نگاه به نا محرم تیر زهر آلودیه از طرف شیطان چون واژه
زهر یعنی اراده آدم را برای مقابله بسیار کم می کند و آماده میکند برای
باقی گناهان)
قدرت فتنه انگیز تاثیر آن وقتی مشخص می شود که شخص تصمیم به ترک آن می
گیرد.

2.ایجاد انحرافات افکاری جنسی و س ک س ی ساختن افکار و زدودن عقل
(حدیث=شهوت عقل را نابود می کند) و به دلیل تنوع طلبی و حس برتری به دلیل
متفاوت بودن با دیگران وقوی بودن ایجاد حسی می کند که انسانها در ذهن
دیگر به انحرافات جنسی بد نمی گویند و گویی عادت می کنند.صحنه های پو رنو
همراه با دیدن بعضی هورمونها را  ترشح می کنند که باعث می شود که فرد بعد
از ترک آن تا مدت ها آن تصاویر را مکررا به یاد آورد.

3.یکی از بدترین نوع اعتیادهست و فرد معتاد هم در مواقع نارحتی و بی
حوصلگی و خستگی وهم در مواقع سر خوشی هوس آن به سرش می زند.

4.چون س ک س و نحوه انجامش بستگی به انسان دارد هزارها روش و نوآوری در
آنست که هر کدام تحریک دوباره ای ایجاد می کنند مثلا زن پرستانی را دیده
ایم که به همجنس گرایی گرویده اند.


5.دیدن تصاویر پو رنو این حسرا القا می کند که س ک س برای لذت شخصی محض
است مانند خود ارضایی و هدف س ک س مشروع که کاملا به دور از خود خواهی
است و هدفش ایجاد صمیمیت بیشتر و محکمتر کردن روابط خانوادگی دو عاشق هست
را از یاد می برد.مخصوصا این فیلم های جدید که برای بر انگیختن مخاطبان
علاوه بر اینکه در ذات کار کثیفی می کنند با گنجاندن خشونت و حیوانیت و
برده داری جنسی و عیاشی و خود خواهی و صفات حیوانی بی غیرتی و بی بند و
باری دارن به طور علنی انسانیت رو مورد هجوم قرار می دهند.آن هم کشورهایی
که مدعی تمدن و انسانیتند.وقتی سربازهای آمریکایی تمام ذهنشون تو کشورشون
به این چیزا باشه.انتظار دارید وقتی تو عراق به قدرت می رسند اون همه
جرایم جنسی انجام ندهند وجالب اینجاست.که پور ن استارها و بانیان این امر
جزو چهره های برجسته آن کشور ها قرار می گیرند و در مسایل اظهار نظر می
کنند و من در برنامه ای در mtv دیدم که از آنها عروسکهایی هم می ساختند و
دست دختر بچه های معصوم می دانند.

6.بعضی از آنها تشویق به انجام اعمال کاملا حیوانی می کنند به طوری که
انجام دهندگان کاملا هویت خود را گم کنند و خود را فراموش کنند و برده
شوند البته این گونه افراد در همین لحضات خوشند و اگر به س ...ک س دسترسی
نداشته باشند افسردگی تمام وجودشان را می گیرد.اعمال سادیسمی.با
حیوانات.با مردگان.قتل بعد از رابطه..این ها میدانم خیلی غیر انسانی
هستند ولی بدانید اگر همینجوری پیش برود اینها هم فرا گیر می شوند.مثل
زمانی که رابطه جنسی چند نفره چیزی عجیب بود ولی لین عمل زشت و غیر
انسانی در غرب عادی شده.مثل غیرت و عشقی که پدران نسبت به دختران داشتند
ولی سن س ک س در انگلیس به 9 سال رسیده است و این شخصیت دختر ها رو خورد
می کنه.مثل خیلی فجایع دیگه.

7.ما با دیدن این ها به نوعی تایید و طرفداری از تولیدشان می کنیم و
خواستار تولید بیشترشان می شویم.این یعنی این که دوست داریم انسان ها ی
بیشتری را و دختر های بیشتری را در لباس هرزگی ببینیم فقط برای لذت خود.و
این کاملا این تفکر را از بین می برد همه دختران در اصل خواهران ما
هستند.و دوستی بین انسان ها را از بین می برد.



8.می تواند بر روابط خانوادگی تاثیر گذارد.همسر و فرزندان هم به این راه
کشیده شوند.سردی روابط و مشغول بودن ذهن در هوس ها و توجه نکرن به خواسته
های اعضای خانواده.تحریک به ایجاد رابطه جنسی با محارم که امروزه نیز
موضوع بسیاری از این فیلم ها شده است برای فروش بیشتر.

 

|+| نوشته شده توسط کاوه افراز دهکردی در  |
 عکس داریوش

عکس داریوش

|+| نوشته شده توسط کاوه افراز دهکردی در  |
 مه رویان بستان خدا

   هو ۱۲۱

الله

نور السموات و الارض

 

                 ان خیالاتی که دام اولیاست

                                                   عکس مه رویان بستان خداست

                  او که خواهد همنشینی با خدا

                                                    گو نشین اندر حضور اولیاء

 

درویش 

سلطان علیشاه

نور علیشاه

صالح علیشاه

رضا علیشاه

محبوب علیشاه

مجذوب علی شاه

 

|+| نوشته شده توسط کاوه افراز دهکردی در  |
 نامه عاشقانه

 

در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و می تراشد .

( صادق هدایت )

 

|+| نوشته شده توسط کاوه افراز دهکردی در  |
 عکس داریوش

 

عکس داریوش

 

عکس داریوش

 

|+| نوشته شده توسط کاوه افراز دهکردی در  |
 عکس نفیسه
 

عکس عشقم نفیسه که با رفتنش یه زخم همیشگی و کهنه رو قلبم گذاشت

nafiseh

بي تو ، مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم !


در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد


يادم آيد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم


ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ


يادم آيد : تو بمن گفتي :
ازين عشق حذر كن !
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب ، آئينة عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا ، كه دلت با دگران است
تا فراموش كني ، چندي ازين شهر سفر كن !


با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پيش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمناي تو پَر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدي ، من نه رميدم ، نه گسستم
باز گفتم كه : تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !


اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب نالة تلخي زد و بگريخت !
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد


يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم ، نرميدم


رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم !
بي تو ، اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

|+| نوشته شده توسط کاوه افراز دهکردی در  |
 تا نگردی اشنا زین پرده رمزی نشنوی

+ وسعت دنیای هركس به اندازه وسعت تفكر اوست .
+ نتیجه اراده ضعیف ، حرف است ونتیجه اراده قوی ، عمل .
+ آنان كه نمی توانند خود را اداره كنند ‌ناچار از اطاعت دیگرانند .
+ یا درست حرف بزن یا عاقلانه سكوت كن .
+ ترسناک ترین تنهایى خود پسندى است .
+ فهمیدن بهتر از دانستن است .
+ مواظب افكارت باش كه گفتارت میشود ، مواظب گفتارت باش كه رفتارت می شود ، مواظب رفتارت باش كه عادتت می شود ، مواظب عادتت باش كه شخصیتت میشود و مواظب شخصیتت باش كه سرنوشتت می شود.
+ تنهایی من زمانی ولادت یافت که انسانها ، لغزشهای حاصل از پرگویی مرا ستودند و فضایل خاموشی ام را ناچیز شمردند.
+ همانگونه كه می اندیشی ، همان خواهی شد .
+ هرگز نمی توانی در حالیکه دستهایتان را در جیب خود فرو برده اید از نردبان موفقیت بالا بروید.
+ تغییر کن تا تاثیر کنی !
+ کسانی که در عشق عاقلند ، بیشتر عاشقند و کمتر حرف میزنند .
+ انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند .
+ تمایلات خود را میان دو دیوار محكم اراده و عقل حبس كنید .
+ تجربه همیشه به نفع انسان نیست چون هیچ حادثه ای دو بار به یک شکل رخ نمی دهد .
+ برای داشتن چیزی كه تا بحال نداشته اید باید كسی باشید كه تا بحال نبوده اید .
+ بگذارید و بگذرید ، ببینید و دل مبندید ، چشم بیندازید و دل مبازید ، که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت .
+ از پیری پرسیدم چه زمانی انسان پیر میگردد ، فرمود درست آن زمان که از گذشته خود پشیمان شده افسوس آن را بخورد .
+ زندگی کوتاه است پس وقت خودتو برای کارهائی صرف کن که فرصت لذت بردن از تتیجه کارات رو داشته باشی .
+ تا كه بودیم نبودیم كسی ، كشت ما را غم بی همنفسی ، تا كه رفتیم همه یار شدند ، خفته ایم و همه بیدار شدند ، قدر آئینه بدانیم چو هست ، نه در آن وقت كه اقبال شكست
+ در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری ، کوچکتر خواهی شد .
+ عادت کنید به چیزی عادت نکنید .
+ باید گرفتارم شوی تا من گرفتارت شوم ، با جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم ، من نیستم چون دیگران بازیچه ی بازیگران ، اول به دام آرم تو را وانگه گرفتارت شوم .
+ زندگی دو چهره بیشتر نداره ، یا به بازیت میگیره ، یا به بازیش میگیری ، انتخاب با توست .
+ مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید به دست آورید وگرنه مجبور خواهید شد چیزهایی که به دست آورده اید دوست بدارید .
+ سازنده ترین كلمه گذشت است … آن را تمرین كن پرمعنی ترین كلمه ” ما ” است … آن را به كار ببر عمیق ترین كلمه “عشق” است … به آن ارج بنه. بی رحم ترین كلمه “تنفر ” است … از بین ببرش سركش ترین كلمه” تنفر” است … با آن بازی نكن. خودخواهانه ترین كلمه ” من ” است… از آن حذر كن. ناپایدارترین كلمه ” خشم” است… آن را فرو ببر. بازدارنده ترین كلمه ” ترس” است … با آن مقابله كن. با نشاط ترین كلمه ” كار ” است … به آن بپرداز .
+ بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند…. و گنجشکها جدی جدی می میرند. آدمها شوخی شوخی زخم می زنند …. و قلبها جدی جدی می شکنند. آذمها شوخی شوخی لبخند می زنند…. و دلها جدی جدی عاشق می شوند .
+ بعد از مرگم دستهایم را از تابوت بیرون بگذارید تا همگان ببینند که پس از این همه رنج و سختی چیزی با خود از این دنیا نبرده ام .
+ آدمها برای مردن به دنیا می آیند . جوری زندگی کنیم که در لحظه مرگ به خاطر غرورمان افسوس نخوریم .
+ التماس به خدا جرأت است . اگر برآورده شود ، رحمت است ، اگر برآورده نشود ، حکمت است . التماس به انسان خفت است . اگر برآورده شود ، منت است ، اگر برآورده نشود ، ذلت است .
+ تفاوت حماقت و نبوغ در این است که نبوغ محدودیت دارد .
+ زندگی تراژدی است برای آنکه احساس می کند و کمدی است برای آنکه می اندیشد .
+ این گونه زندگی کنیم : ساده اما زیبا ، مصمم اما بی خیال ، متواضع اما سربلند ،مهربان اما جدی ، سبز اما بی ریا ،عاشق اما عاقل .
+ مردان بزرگ اراده دارند و مردان کوچک آرزو .
+ بسیار کمتر از آنچه میدانیم، می اندیشیم؛ بسیار کمتر از آنچه دوست داریم ، میدانیم؛ بسیار کمتر از آنچه باید دوست داشته باشیم ، دوست میداریم و در حد دقیق ، بسیار کمتر از آنیم که هستیم .
+ افسوس…. آن زمان که باید دوست بداریم ، کوتاهی میکنیم . آن زمان که دوستمان دارند ، لجبازی میکنیم و بعد ، برای آنچه از دست رفته آه میکشیم .
+ برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال … بنگر که چگونه می افتی ؟!
+ زندگی ریاضیات است . خوبی ها را جمع كنید ، دعواها را كم كنید ، شادی ها را ضرب كنید ، دردها را تقسیم كنید ، نفرت ها را زیر رادیكال ببرید . عشق را به توان برسانید .
+ زندگی مثل پیانو است ، دكمه های سیاه برای غم ها و دكمه های سفید برای شادی ها . اما زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت كه دكمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی .
+ قوانین شاد زیستن : ۱- اگر شما چیزی را دوست دارید از آن لذت ببرید . ۲ - اگر شما چیزی را دوست ندارید از آن دوری جوئید. ۳ - اگر شما چیزی را دوست ندارید و نمی توانید از ان دوری کنید آن را تغییر دهید. ۴ - اگر شما چیزی را دوست ندارید و نمی توانید از آن دوری کنید و نمی توانید آن را تغییر دهید آن را بپذیرید. ۵ - با تغییر نگرشتان نسبت به چیزهایی که انها را دوست نمی دارید انها را بپذیرید .
+ زندگی دو نیمه است ، اولی در انتظار نیمه دوم ، نیمه دوم در انتظار نیمه اول .

|+| نوشته شده توسط کاوه افراز دهکردی در  |
 قلب کوروش شکست و فرشته گریست!
قلب کوروش شکست و فرشته گریست!

روزی کوروش در حال نیایش با خدا گفت:خدایا به عنوان کسی که عمری پربار داشته و جز خدمت به بشر هیچ نکرده از تو خواهشی دارم.آیا میتوانم آن را مطرح کنم؟خدا گفت:البته!

_از تو میخواهم یک روز،فقط یک روز به من فرصتی دهی تا ایران امروز را بررسی کنم.سوگند میخورم که پس از آن هرگز تمنایی از تو نداشته باشم.

_چرا چنین چیزی را میخواهی؟به جز این هرچه بخواهی برآورده میکنم، اما این را نخواه.

_خواهش میکنم.آرزو دارم در سرزمین پهناورم گردش کنم و از نتیجه ی سالها نیکی و عدالت گستری لذت ببرم.اگر چنین کنی بسیار سپاسگذار خواهم بود و اگر نه،باز هم تو را سپاس فراوان می گویم.

خداوند یکی از ملائک خود را برای همراهی با کوروش به زمین فرستاد و کوروش را با کالبدی،از پاسارگاد بیرون کشید.فرشته در کنار کوروش قرار گرفت.کوروش گفت: ((عجب!اینجا چقدر مرطوب است!)) و فرشته تاسف خورد.

_میتوانی مرا بین مردم ببری؟میخواهم بدانم نوادگان عزیزم چقدر به یاد من هستند.

و فرشته چنین کرد.کوروش برای اینکار ذوق و شوق بسیاری داشت اما به زودی ناامیدی جای این شوق را گرفت.به جز عده ی اندکی،کسی به یاد او نبود .کوروش بسیار غمگین شد اما گفت:اشکالی ندارد.خوب آنها سرگرم کارهای روزمره ی خودشان هستند.فرشته تاسف خورد.

در راه میشنید که مردم چگونه یکدیگر را صدا میزنند:عبدالله!قاسم!...

_هرگز پیش از این چنین نام هایی نشنیده بودم!!!

فرشته گفت:این اسامی عربی هستند و پس از هجوم اعراب به ایران مرسوم شدند.

_اعراب؟!!!

_بله.تو آنها را نمیشناسی.آخر آن موقع که تو بر سرزمین متمدن و پهناور ایران حکومت میکردی،و حتی چندین قرن پس از آن،آنها از اقوام کاملا وحشی بودند.

کوروش برافروخت: یعنی میگویی وحشی ها به میهنم هجوم آورده و آن را تصرف کردند؟!پس پادشاهان چه میکردند؟!!!   

فرشته بسیار تاسف خورد.

سکوت مرگباری بین آنها حاکم شده بود.بعد از مدتی کوروش گفت:تو می دانی که من جز ایزد یکتا را نمی پرستیدم.مردم من اکنون پیرو آیینی الهی هستند؟

_در ظاهر بله!

کوروش خوشحال شد: خدای را سپاس! چه آیینی؟

_اسلام

_چگونه آیینی است؟

_نیک است

وکوروش بسیار شاد شد. اما بعد از چندین ساعت معنی در ظاهر بله را فهمید و فهمید که بت های زیادی بر قلبهای مردم حکومت می کند.

_نقشه فتوحات ایران را به من نشان می دهی؟ می خواهم بدانم میهنم چقدر وسیع شده.

وفرشته چنین کرد.

_همین؟!!!

کوروش باورش نمی شد. با نا باوری به نقشه می نگریست.

_پس بقیه اش کجاست؟ چرا این سرزمین از غرب و شرق و شمال و جنوب کوچک شده است؟!!!

و فرشته بسیار زیاد تاسف خورد.

_خیلی دلم گرفت ، هرگز انتظار چنین وضعی را نداشتم. میخواهم سفر کوتاهی به آنسوی مرزها داشته باشم و بگویم ایران من چه بوده شاید این سفر دردم را تسکین دهد.

فرشته چنین کرد، تازه به مقصد رسیده بودند که با مردی هم کلام شدند.پس از چند دقیقه مرد از کوروش پرسید:راستی شما از کجا می آیید؟ کوروش با لبخندی مغرورانه سرش را بالا گرفت و با افتخار گفت:

ایران!

لبخند مرد ناگهان محو شد و گفت : اوه خدای من، او یک تروریست متحجّر است!

 عکس العمل آن مرد ابدا آن چیزی نبود که کوروش انتظار داشت. قلب کوروش شکست.

_مرا به آرامگاهم باز گردان.

فرشته بغض کرده بود: اما هنوز خیلی چیزها را نشانت نداده ام، وضعیت اقتصادی، فساد، پایمال کردن حقوق بانوان، زندان های سیاسی ...

کوروش رو به آسمان کرد و گفت: خداوندا مرا ببخش که بیهوده بر خواسته ام پافشاری کردم، کاش همچنان در خواب و بی خبری به سر می بردم.

و فرشته گریست.

|+| نوشته شده توسط کاوه افراز دهکردی در  |
 عکس داریوش

دوستت دارم

نه به خاطر چراغانی چشمانت وقتی شقایق را زمزمه میکنی .....

به خاطر همه انچه که بر من ارزانی داشتی... عشق را...چگونه بودن را...

معلم عشق من...ای شعله شکوه عشق

 

 

|+| نوشته شده توسط کاوه افراز دهکردی در  |
 برداشت از داریوش

* زندگی کردن با عقاید و شخصیت داریوش لذت بخش و غرور آفرین است .

* یگانه ی بی تکرار وبی رقیب در مارکت ایرانی .

* فکر وطن بودن .

* با خدا وبی نقص .

* خواندن اشعار عرفانی مولوی با موزیک مدیتیشن .

* مناجات های داریوش انسان رو به عرش می بره .

 

داریوش و همه طرفدارانش را دوست دارم

 

dariush

 

دعای ارامش به همراه عکس داریوش

 

|+| نوشته شده توسط کاوه افراز دهکردی در  |
 
در چمن هر ورقی دفتر حال دگر است

                                       حیف باشد که ز حال همه غافل باشیم 

                                                                                         (داریوش اقبالی)

                         از وبلاگ جدید من در رابطه با اسیب های اجتمایی دیدن کنید

                                                      اسیب های اجتمایی

 

dariush

|+| نوشته شده توسط کاوه افراز دهکردی در  |
 به داریوش رای بدین ()
 به این سایت برید و به داریوش عزیز رای بدید

http://www.tapeshtv.com/en/content/view/58/86

 داریوش و پسرش میلاد در برنامه اینه

داریوش و پسرش میلاد در برنامه اینه

 

|+| نوشته شده توسط کاوه افراز دهکردی در  |
 دلتنگی

 

داریوش 2000

 

هی روزگار چی بگم بهت که یه روز خوبی یه روز بد ...یه روز شیرینی و یه روز تلخ...

یه روزپراز خنده و شورو حالی ,یه روز انقده دلگیری که جز گریه کاری نمیتونیم بکنیم...!!

ولی بازم شکر ,شکر ت ای خدا ...بازم راضی هستیم ..

نمی دونین چه حالی دارم ...انقد اینروزا بی حالم که اصلا حالو حوصله ی آپ کردن رو نداشتم ولی خوب امروز اومدم تا با حرف زدن یه خورده خودمو خالی کنم ...!!!

ولی حالا که اومدما نمی دونم چرا حرفم نمیاد...

اینم شانس ما..!!!

ولش کنین ...شعرو بخونین خودتون متوجه همه چی میشین...!!

کاش لحظه ی مرگم امشب بود .

کاش مرغ نفست با من بود

کاش با من بودی و می گفتی

که این قصه همه در فکرم بود

کاش بانوی شهر مشرق با من بود

کاش با مهربانی و خوبی با من بود

کاش چشمانم میدید روزی را

که دستانت محرم دردم بود

سیل اشکی گرفت چشمم را

این ها همه قصه ی عشقم بود

بی تو حتی در اوج خنده هام

بر لب خشکیده ام ماتم بود

کاش با من بودی همه ی ذکرم بود

این ذکر همه در فکرم بود

این ای کاشها همه در فکرم بود

خاطر من همه شب ماتم بود

کاش لحظه ای با من می بودی

آن لحظه به خدا قسم لحظه ی شادم بود

آن شادی را ندیدم هرگز من

آن شادی همه در فکرم بود

تجربه ی بی مهری مرگ من است

این گفته کلام آخر بود

کاش میگفتی حرفی که رازت بود

که همه دردم در رازت بود

کاش میگفتی حرف دلت را

ولی این حرف دل صدای نازت بود

این نگفتن ارزش غم را نداشت

غم من نگفتن رازت بود

روزگاری غم و غصه ی من

صدای دلنواز سازت بود

کاش لحظه ی مرگم امشب بود

کاش لحظه ی مرگم امشب بود

امشب خیلی دلم گرفته ...انقده که نگو ...تو دلم انگار یه چیزی سنگینی میکنه ...یه چیزی سنگین ,خیلی سنگین ...اونقدری که نفس کشیدنمو سخت کنه

نمیدونم تاحالا اینجوری شدین یا نه. ولی من امروز بدجوری بی حالم ,دستم به هیچ کاری نمیره,یه احساس غریبی دارم ,یه جور احساس پشیمونی,احساسی که فکر کنی همه ی فرصتهای زندگیتو از دست دادی و دیگه جای جبرانی نمونده واست...

وای امشب خیلی حرف دارم ...

دوس دارم تا آخر باهام بمونی ...تاحالا اینقدر احساس ضغف نداشتم...انگار همه ی دنیا یه جا سرم خراب شده باشه ...قلبم تند تند میزنه ,هنوز اون سنگینی رو دلمه...

امشب خیلی شب شلوغ پلوغی بود .

شلوغ پلوغ از این نظر که احساسم همش در حال تحول و دگرگونی بود...

 

آسمان بارانیست

و همواره بی تو***

خانه ام تاریک است***

من دگر میدانم***

بوته خاری هم نیست***

ولی اینجا حتی***

بیدارم***

پشت این پنجره ها***

دیر گاهیست که من...اکنون...روشنی می آرد***

و کسی می آید***

غنچه ای میروید.***

پشت این پنجره ها***

گفته بودی فردا************

کاش میشد هیچ کس تنها نبود****

کاش روز دیدنت فردا نبود****

بازهم گفتی که فردا میرسی****

دستهای تو ولی بالا نبود****

من دعا کردم برای بازگشت****

شاید این رفتن سزای ما نبود****

سالیان سال تنها مانده ام****

رفتی و گفتی که اینجا جا نبود****

گفته بودی با تو میمانم ولی****

کاش میشد دیدنت رویا نبود****

کاش میشد هیچ کس تنها نبود

|+| نوشته شده توسط کاوه افراز دهکردی در  |
 مارو باش
این شعر  زیبا از داریوش  تقدیم به بچه های کلوب و هناوید

 

مارو باش کلیک کن

 

منبع : www.dariushking.blogfa.com

 

dariush

 

 

|+| نوشته شده توسط کاوه افراز دهکردی در  |
 
 
بالا

< width="550" height="450" >http://realmobile.parsiblog.com